تبلیغات
بسم الله
به این وسیله به اطلاع کلیهی کربلاییهای مقیم و غیرمقیم(!) میرساند، این وبلاگ -در آستانهی یکسالهگی- تا اطلاع ثانوی فعالیتهای خود را در نشانی جاری (سرویس میهنبلاگ) بهطور موقت متوقف کرده و نگارنده از این به بعد در سرویس wordpress.com و با نشانی بالا به نوشتن ادامه خواهد داد. از همهی دوستان -و دشمنان!- که لطف کرده به این صفحه پیوند دادهاند، خواهش میکنم "یک دقیقه" زحمت کشیده و لینک را به آدرس جدید تغییر دهند. از مدیران عزیز سرویس وطنی «میهنبلاگ» بابت سرویس خوب و پیشرو در میان سرویسهای وطنی دیگر، تشکر کرده و امیدوارم با تسریع روند پیشرفتهای آن، روزی دوباره به این سرویس بازگردم.
ضمنا آنهایی که از طریق فید، مشترک این صفحه شدهاند، بیزحمت در فید زیر مشترک شوند تا بهطور مرتب مطالب وبلاگ جدید را دریافت کنند:
http://feeds.feedburner.com/Approachblog
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [یادداشتهای پراکنده , ]
بسم الله
همین دو،سه روز پیش هوا کردمش تا ببینیم بعداً چه میشود. فعلاً برنامهی خاصی برایش ندارم. همین!
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 02:01 ق.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [یادداشتهای پراکنده , ]
فضای آپلود سرویسهای وبلاگ خارجیچهقدر؟ چهگونه؟
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی دیروز وبلاگهای یک فتحی و وب 2.0 غریو شادی سر دادند که وردپرس دات کام فضای آپلود خویش را برای هر وبلاگ به 3 گیگابایت (60 برابر) افزایش داده، دوباره به ذهنم رسید که چهقدر این قبیل امکانات سرویسهای رایگان وبلاگنویسی برای مسئولان این سرویسها میتواند به صرفه باشد. چند نکته در این باب به نظرم خواندنی مینماید:
یک: بگذارید به گذشتهای نه چندان دور بازگردیم؛ به زمانی که سرویس مجانی ایمیل یاهو، 100 مگابایت فضا برای کاربرها میداد با منت! البته در همان زمان برای بسیاری از کاربران این سرویس، این فضا چندان هم کم نبود، مخصوصا برای بیشتر ما ایرانیها که به زحمت نیمی از آن در طی یک سال پر میشد. در همین وقت، گوگل سرویس ایمیل خود را به راه انداخت با فضای یک گیگابایت. همان وقت در جایی خواندم که الزاما همهی این فضا برای کاربر قرار نیست فراهم شود و مگر چهقدر از این فضا ممکن است به وسیلهی کاربران مورد استفاده قرار بگیرد؟ و احتمالا صرفهی اقتصادی نخواهد داشت اگر به تعداد همهی کاربران تعداد بسیار زیادی سرور نگهداری کنیم در حالیکه بیشتر فضای موجود غیر قابل استفاده خواهد ماند. پس به نظرم حالا هم که گوگل فضای جیمیلها را به 6GB رسانده، نه که امکانش را نداشته باشد، بلکه تا زمانی که نیاز نباشد، این فضا به طور کامل و واقعی موجود نیست. (منظور از واقعی، یعنی بالفعل به تعداد همهی کاربرها موجود باشد.)
دو: نمیدانم وقتی سرویس بلاگر شروع به کار کرد، فضایی هم برای آپلود فایل به کاربران میداد یا نه. اما در بین سرویسهای وطنی، سرویس پارسیبلاگ اولین سرویسی بود که برای هر وبلاگ فضای خیلی محدودی (فکر کنم 512 کیلوبایت) اختصاص میداد. و آن زمان بلاگرهای ایرانی بیشتر روی سرویسهای رایگان آپلود مثل tinypic و sharemation و امثالهم عکسها (و احیانا فایلها)ی خود را آپلود میکردند. اما سرویس بلاگر با اختصاص فضا برای آپلود بیشتر از وردپرس، به علاوهی ارتقای امکانات دیگر، همچنان به عنوان بزرگترین سرویس وبلاگ جهان میتاخت. تا همین دیروز که وردپرس اعلام کرد فضای آپلود خود را افزایش داده است. با توجه به نکتهی بالا در این جا هم این سوال پیش میاید که آیا قرار است بخش اعظم این سه گیگابایت توسط کاربران استفاده شود؟ به عبارت دیگر اگر تعداد کاربران وردپرس دات کام -که حداقل 2 میلیون نفر است- را در 3GB ضرب کنیم، به عدد نجومی 6هزار ترابایت میرسیم. به یقین برای سایتی در حد و اندازهی وردپرس با امکانات فوقالعادهای که در حال حاضر در اختیار دارد، تامین این فضا چندان دشوار نخواهد بود. لیکن اینکه همینحالا تمام این فضا آمادهی بهرهبرداری باشد -با توجه به هزینههای نگهداری- چندان معقول به نظر نمیرسد؛ زیرا همانطور که گفتم تمام این فضای سه گیگابایتی یک روزه توسط وبلاگنویس مقیم وردپرس پر نخواهد شد.
سه: تا کنون در بلاگر وبلاگ نداشتهام، اما همچنان وردپرس دات کام در فرمت فایلهای قابل بارگذاری محدودیتهایی را اعمال میکند. مثلا نمیشود فایلهای صوتی یا برنامهی کاربردی (Appiication) را بارگذاری کرد؛ مگر با پرداخت پول.
چهار:نمیدانم در نسخهی چهار میهنبلاگ این شکل امکانات به وبلاگنویسان داده میشود یا نه. اما لازم است هر چه زودتر سرویسهای وبلاگ وطنی هم به خود بیایند تا بیش از این از خارجیها عقب نمانند. وگرنه روزی میرسد که کاربرانشان را به راحتی از دست بدهند.
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : مهدی
همتم بدرقهی «راه» كن ای طائر قدس
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی العفو ...
به دعوت تارنوشت «توهمات یك دانشجوی بسیجی غربزده» و دوست خوبم «محمدعلی»، به یك حركت وبلاگی با محوریت انتشار پیششمارهی ماهنامهی «راه»، با جمعی از بچههای تحریریهی چهارم سوره، شدهام. برای اطلاع بیشتر از این حركت -كه سابقا به آن بازی میگفتند!- اینجا را ببینید.
تقریبا از بهار سال گذشته كه یكی از دوستان فارغالتحصیلم آخرین شمارهی چاپ شدهی سوره را به دستم داد، پیگیر آن جریده بودم؛ نه كه قبلا اسمش را نشنیده باشم. هر وقت هم میهمانی به منزل میآمد، آن را جلوی چشم میگذاشتم بلكه نگاهی بیندازد، كه گاهی هم میبرد و میخواندش. به هر حال بعد از اخراج محترمانهی تحریریهی چهارم دیگر فرصت مطالعةی آن را نیافتم، مگر اینكه هر از گاهی نظری به سیدی «آغازی بر یك پایان» میاندازم. اینها را گفتم تا در جریان اختصار آشنایی حقیر با «سوره» باشید.
و اما جواب به سه سوالی كه باید پاسخگوی آن باشم:
یكم؛ مثل غالب خوانندگان، من هم سوره را از «بعد التحریر»های وحید جلیلی میخواندم. نگاهی به بعضی مقالهها میانداختم، به ویژه گفتوگوهای بعضا جذابی كه با برخی شخصیتهای برجسته و گمنام برایم جالب بود. نیز مصاحبه با آن آقا و خانم فیلمساز اهل امریكای جنوبی، كه در بحث توزیع محصولات فرهنگی -جدّاً- راهحلهای جالبی در كشورشان پیاده كرده بودند. دو تا صفحه هم بود كه معمولا لذت میبردم از خواندنشان؛ اگر اشتباه نكنم: «داستانهایی از باب قصهی ما راست بود» و «فكر كردن با صدای بلند»
گهگاه یادداشتهای گزارشگونه (یا گزارشهای یادداشتگونه) همچون گزارشی از فعالیتهای فرهنگی در یك روستا (فكر كنم عنوانش "خیلی عوض شدید!" بود) و یكی دیگر كه در یكی از شمارههای پاییز بعد از انتخابات ریاست جمهوری دربارهی فقر و فاصلهی طبقاتی در تهران و ... چاپ شد؛ خیلی خوب بودند و تاثیرگذار، كاش ادامه یابند.
دوم؛ «سوره» معمولا در همهی ابعاد فرهنگی انقلاب اسلامی حرفی زده بود (و رفته بود). لیكن در بسیاری از آن مباحث یا خیلی گذرا و سطحی بود، و یا به قدری عمیق شد كه راهكارهای اجرایی واقعی را فراموش كرد. (این نظر من است و بلكه اشتباه هم باشد.)
دوست دارم همانقدر كه به رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد و علوم و ... انتقاد میشود، كمی هم به مشكلات حوزههای علمیه و روحانیت پرداخته شود. كه چرا بعد از گذشت بیش از یك ربع قرن، هنوز وضع اقتصاد و فرهنگ و ... اینطور است و اصلا جایگاه حوزه در این جامعه كجاست؟ و چرا فرهنگ مذهبی ما كمكم دارد فاسد میشود؟
سوم؛ گاهی -مثلا- در دانشگاه و یا جای دیگری، یك فكری هست كه چون كیان بعضی از مسئولان را زیر سوال میبرد، و به اصطلاح پا روی دم آنها میگذارد، امكان رشد و بالفعل شدنش نیست و یا بسیار مشكل است. لیكن بعضی وقتها برای اینكه -مثلا در همان مجموعهی دانشگاه- این تفكر بخواهد گسترش پیدا كند (در حالی كه مدتهاست مرده یا ضعیف شده)، مانع اصلی نه آن مسئولینی كه احساس خطر میكنند، كه افرادی است كه به وضعیت موجود عادت كرده و به هر كه از این حرفهای انقلابی بزند، به نوعی برچسب زده میزنند. تا میگویی بازخوانی آرمانهای بسیج، میگویند این از حرفهای فلانی است كه اینها یاد گرفتهاند! و یا ما پریروز در یك جلسه (كه تعداد حضار به 20 نفر هم نمیرسد!) متن پیام امام برای تشكیل بسیج را خواندیم و كافی است!
یقینا سستی و كاهلی كه بعد از انتخابات سال 84 بر اكثریت افراد حزباللهی جامعه غالب شد، و نیز مطلقنگری برخی از ایشان، در مسیر عملی كردن آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی سنگاندازی میكند. ضمن اینكه نباید نقدناپذیری بسیاری از مسئولان فرهنگی را نادیده گذاشت.
دعوت میكنم: میخواستم محمدعلی طائبی و علی اللهیاری را دعوت كنم، كه دیدم قبلا دعوت شدهاند. (اگرچه تا شب گذشته چیزی روی وبلاگشان ننوشته بودند.) پس دو تا از همشهریهای خودم كه به تازهگی - و بعد از مدتها التماس ما و اینكه: ببین چهقدر وبلاگ قشنگه؟! - شروع به وبلاگ نوشتن كردهاند را دعوت میكنم:
+ مصرع تیتر احتمالا از حافظ است.
+ باز تاكید میكنم برای مطالعهی منظم و به موقع این وبلاگ، حتما در فید وبلاگ مشترك شوید. اگر نمیدانید فید چیست و به چه كار میآید اینجا را بخوانید.
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در سه شنبه 25 دی 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [انقلاب اسلامی، اسلام انقلابی , ]
بسم الله الرحمن الرحیم
1. محرم آمد و «شور حوسینی»؛ و «فرهنگ حوسینی»...
2. و گمان نكنید كه «فرهنگ حوسینی» منحصر به بعضی مجالس اینروزهاست و بس؛ و سازمان باكلاسی مثل صدا و سیما از این مسئله مبراست.
3. و باز هم گمان مبرید كه فرهنگ حوسینی فقط در «حوسین، حوسین»گفتن خلاصه میشود و باقی مسائل «حسینی»ست: عدالت، اقتصاد، هنر، سیاست، دیانت، دانشگاه، مسجد، مدرسه، سپاه، ارتش، بسیج، حوزههای علمیه، قوهی ... ؛ و انتخابات!
4. ... و امام حسینی كه فقط علیه فساد اخلاقی یزید و معاویه قیام میكند؛ نه مفاسد اقتصادی و حكومتی!
5. زیاد از برنامههای ویژهی محرم تلویزیون خبر ندارم؛ اما چرا در سریالهای مخصوصی كه برای این مناسبتها ساخته میشود، همیشه یك سوژهی عشقی وجود دارد با عاشقهای آنچنانی؟! و البته یك سوژهی دینی و معنوی برای خالی نبودن عریضه!
6. انصافاً این برنامهی «انصار الحسین علیهالسلام» كه برداشتهاییست از «فتح خون» شهید آوینی، عالی و جالب است؛ حیف كه در ساعت كممخاطبی (تقریبا بیمخاطب، نزدیك اذان ظهر) پخش میشود.
در همین رابطه از وبلاگ «مدرسهی ما» بخوانید: یادداشت های یک هیئتی مستعفی
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در یکشنبه 23 دی 1386 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [انقلاب اسلامی، اسلام انقلابی , ]
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز متوجه یك امكان تازه در گوگل ریدر شدم؛ پیشنهاد فید (Recommendations). گوگل با تجزیه و تحلیل فیدهایی كه شما مشترك شدهاید و مطالعه میكنید، به علاوهی حستوجوهای شما در وب، علاقهمندیهای شما را شناسایی كرده و فیدهای پرطرفداری را كه گمان میكند باب میل شماست، به شما معرفی میكند تا اگر دوست داشتید آنها را هم به لیست خواندنیهای خود اضافه كنید. با كلیك روی View all هم میتوانید همهی فیدهایی را كه گوگل به شما پیشنهاد میكند با مشخصههایی مثل تعداد مشتركین آن در گوگلریدر و اینكه وبسایت یا وبلاگ مورد نظر در هفته چند بار به روز میشود، مشاهده كنید.
من كه خوشم آمد. به كار میآید خصوصاً آمار مختصری كه در مورد تعداد مشتركان و میانگین ارسال پست در هفته میدهد. برای اطلاعات بیشتر میتوانید اینجا را هم بخوانید.
+ برای دیدن یك تصویر بزرگتر كلیك كنید.
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در سه شنبه 11 دی 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ توسط : مهدی
جنگ گوگلی سرویسهای وبلاگ ایرانی
ئه
از طریق وبلاگ خوب Diggly به سایت جالب Google Fight رسیدم. در این سایت میتوان تعداد نتایج جستوجوی دو كلیدواژه را با هم مقایسه كرد.
من بعضی از سرویسهای وبلاگ وطنی را با هم مقایسه كردم: بلاگفا اول شد؛ میهنبلاگ دوم، پرشینبلاگ سوم و پارسیبلاگ چهارم.
یك مقایسهی دیگر هم كردم كه نتیجه را در عكس زیر میبینید:
+ فكر میكنم با زبان فارسی مشكل دارد.
ویرایش شده در چهارشنبه 12 دی 1386 و ساعت 12:01 ب.ظ
نوشته شده در یکشنبه 9 دی 1386 و ساعت 07:12 ق.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [یادداشتهای پراکنده , ]
بسم الله الرحمن الرحیم
1. عید قربان مبارك؛ یلدا هم به كام.
2. شنبهی همین هفتهای كه گذشت، در دانشگاهمان برای عمرهی دانشجویی سال بعد قرعهكشی كردند. من ثبتنام نكرده بودم پس به مراسمش هم نرفتم. اما همین دیروز یكی از رفقا خبر داد از این كه از همكلاسیهای ما هم یكی حاجی میشود.
زیاد با او معاشرت ندارم، اما رابطهی خوبی داریم. یادم میآید سال گذشته سراغ وقت و شرایط ثبتنام عمره را از من میپرسید، به حساب تیپ و قیافهام ازم میخواست برایش پارتیبازی كنم تا اسمش در قرعهكشی در بیاید. فكر میكرد كارهای هستیم ماها لابد. به گمانم نتوانست آن موقع ثبتنام كند یا اینكه به هر حال اسمش در نیامد. اما امسال یادم است از همان اوایل ترم سراغ ماجرا را از من میگرفت. یك بار بهم گفت كه اگر امسال اسمش در نیاید، دانشگاه را ول میكند و ... . خلاصه اینكه خیلی دوست داشت حاجی خانهی خدا بشود. و شد؛ یعنی میشود. خوش به حالش!
3. یحتمل بسیاری از اهالی اینترنت میدانند كه فید چیست و به چه كار میآید. بحمدالله شمار هموطنانی كه مطالب وبلاگها و سایتهای مورد علاقه را با فیدخوان دنبال میكنند، روز به روز در حال افزایش است. ماهها پیش و در تعطیلات نوروزی در فیدبرنر یك اكانت درست كردم، لیكن تا امروز كار زیادی بهش نداشتم. اما منبعد یادداشتها به همراه لینكهایی كه در لینكدونی هست (و شاید بعداًُ آیتمهای اشتراكی گوگلریدر) را در آن میگذارم. باشد كه مقبول افتد.
اگر احیاناً با فید و فیدریدر آشنا نیستید، این نوشتهی محمدعلی طائبی را بخوانید.
4. خدایا شكرت!
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در جمعه 30 آذر 1386 و ساعت 07:12 ق.ظ توسط : مهدی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [یادداشتهای پراکنده , ]